تبلیغات |
رها درمهر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
![]() ![]() [ دوشنبه 14 آذر 1390 ] [ 06:28 ب.ظ ] [ hamid raha ]
ماهیان از تلاطم ذریا به خدا شكایت بردند و چون دریا ارام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.تلاطم های زندگی حكمتی از خداوند استو پس از خدا بخواهیم دلمان ارام باشد نه دریای اطرا ف ما ![]() [ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 07:31 ق.ظ ] [ hamid raha ]
[ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 09:21 ق.ظ ] [ hamid raha ]
![]() من میتوانم خوب , بد , خائن , وفادار , فرشتہ خو یا شیطان صفت باشم.. من میتوانم تو را دوست داشتہ باشم یا از تو متنفر باشم.. من میتوانم سكوت كنم , نادان و یا دانا باشم , چرا كہ من یك انسانم , و اینہا صفات انسانے است , و تو هم بہ یاد داشتہ باش من نباید چیزے باشم كہ تو میخواهے ؛ من را خودم از خودم ساختہ ام , تو را دیگرے باید برایت بسازد ؛ منے كہ من از خود ساختہ ام آمال من است , تویے كہ تو از من میسازے آرزوهایت و یا كمبودهایت هستند ؛ لیاقت انسانہا كیفیت زندگے را تعیین میكند نہ آرزوهایشان و من متعہد نیستم كہ چیزے باشم كہ تو میخواهے و تو هم میتوانے انتخاب كنے كہ من را میخواهے یا نہ , ولے نمیتوانے انتخاب كنے كہ از من چہ میخواهے.. میتوانے دوستم داشتہ باشے همینطورے كہ هستم , و من هم.. میتوانے از من متنفر باشے بے هیچ دلیلے , و من هم..؛ چرا كہ ما هر دو انسانیم ؛؛ این جہان مملو از انسانہاست ؛ بنابراین این جہان میتواند ھر لحظہ مالك احساسے جدید باشد.. تو نمیتوانے برایم به قضاوت بنشینے و حكمے صادر كنے , و من هم..؛ قضاوت و صدور حكم تنہا بر عہدۂ نیرو ماورایے خداوند است.. دوستانم مرا همینطور مییابند و میستایند.. حسودان از من متنفرند ولے باز میستایند.. دشمنانم كمر بہ نابودیم بستہ اند و بازهم میستایندم ؛ زیرا كہ من اگر قابل ستایش نباشم نہ دوستے خواهم داشت , نہ حسودے و نہ دشمنے و نہ حتے رقیبے..؛ من قابل ستایشم , و تو هم.. اگر دیدہ ات بہ این دست نوشتہ افتاد بہ خاطر بیاور كہ آنہایے كہ هر روز میبینے و مراودہ میكنے همہ انسان هستند و داراے خصوصیات یك انسان ؛ با نقابے متفاوت , اما همگے جایزالخطا..؛ نامت را انسانے باهوش بگذار اگر انسانہا را از پشت نقاب هاے متفاوتشان شناختے..! - و یادت باشد كہ كارے نہ چندان راحت است..! [ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 10:50 ق.ظ ] [ hamid raha ]
arge;">ایمان دارم که قشنگترین عشق، نگاه مهربان خداوند به بندگانش است، پس من تو را به همان نگاه می سپارم و می دانم تا وقتی که پشتت به خدا گرم است تمام هراس های دنیا خنده دار است ...
-large;"> -large;"> آری ، خیلی ساده مانند درختانِ سبز امید، دستانت را بسوی نور بلند کن -large;">و لذت لبخندی شیرین را تجربه کن ... [ جمعه 25 فروردین 1391 ] [ 03:31 ب.ظ ] [ hamid raha ]
فـرامـوش نکنیـم کـه مـا بـرای آن آفـریـده شـده ایـم تـا بـرای هـم غـزل سـرایـی کنیـم و از زیبایی ها و عشق بگوییـم و از پاکـی و پاکبازی و از روشنایی و تازگی ؛ و ارزنـده ترین کارهـای لازم برای بهبـود وضعیـت جامعـه ![]() را به سهـم خودمان انجام دهیـم . [ جمعه 25 فروردین 1391 ] [ 02:56 ب.ظ ] [ hamid raha ]
![]() خدا می داند ولی... آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد و نه می شود سر شخصی کلاه گذاشت آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود! و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود... سوالی که بیش از یک بار نمی توان به آن پاسخ داد خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد، روی تخته سیاه قیامت اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگ های تفریح آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است... ! [ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 03:33 ب.ظ ] [ hamid raha ]
این زندگی خود به چه کار می آید
اگر از گرفتاری ایام و غصه روزگار
فرصت نکنیم که دمی بایستیم و جهان را نظاره کنیم؛
فرصت نکنیم که در زیر شاخه های درختان بنشینیم
و به قدر گاوان و گوسفندان به طبیعت زیبا بنگریم؛
فرصت نکنیم که وقتی از بیشه ها می گذاریم دریابیم
که سنجابها دانه هایشان را کجا زیر علفها پنهان کرده اند؛
فرصت نکنیم تا،میان روز روشن،نهرها را،
که چون آسمانِ شبِ پر کوکب رخشانند،
به گوشه چشمی نظاره کنیم؛
فرصت نکنیم که به نگاه زیبارویی روی بگردانیم
و رقص و پایکوبیش را تماشا کنیم
و دمی تامّل کنیم
تا لبخندی که چشمها آغاز کرده اند
در لبهایش شکفته شوند.
به راستی چه زندگی حقیر و بی نوایی خواهد بود
اگر فرصت نکنیم که بایستیم و نظاره کنیم. [ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 03:32 ب.ظ ] [ hamid raha ]
-large;"> -large;">دنیا دستانش را باز کرده و پوچهایش را نشانمان داده است و عاقبت انسانهایی که پوچی و پستی را انتخاب نموده اند و همینطور گلهایش را و عاقبت انتخاب کنندگان آن را . -large;">کاش در این بازی ساده ، سخت بازنده نشویم ... -large;">آری دنیا، بازی گل و پوچش را - با دستهای بازش - با ما آغاز کرده است ... -large;">او با دستهای بازش با تو بازی می کند ، تو با چشمهای بازت انتخاب و خیلی ساده، بازی را به سود خود تمام کن؛ -large;">انتخاب با توست ... [ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 03:31 ب.ظ ] [ hamid raha ]
[ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 08:43 ق.ظ ] [ hamid raha ]
سهم هر کسی از این دنیا به اندازه وسعت دستان اوست و دنیای هر کسی در دستان او می گنجد.دست سرچشمه و سرآغاز هرگونه خوبی و بدی است که از ما به دیگران می رسد. مگر نه این است که با همین دست ها وقتی قلم به دست می گیریم با آن می توانیم خوبی ها و بدی ها را برای دیگران و حتی خودمان رقم بزنیم، مگر نه این است که با همین دست ها می توان به یاری دیگران شتافت و یا با آنها بی رحمانه رفتار کرد. دنیا به ما این فرصت را می دهد که آن را در دست بگیریم، اگر بتوانیم با دنیا بزرگ رفتار کنیم و دست هایمان را به اندازه ابعادش پهناور کنیم، بزرگ خواهیم شد ولی اگر در ابعادی کوچک دنیا را نظاره گر شویم، آن وقت نباید انتظار داشته باشیم که دنیا بزرگوارانه با ما رفتار کند. [ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 08:40 ق.ظ ] [ hamid raha ]
بهار که میاد همهچیز رو تازه میكنه، سال، ماه، روزها، هوا، طبیعت.. فقط یك چیز كهنه می شه كه به همه اون تازگی ها میارزه، دوستی مون! ![]() [ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 08:38 ق.ظ ] [ hamid raha ]
میزان خوشبختی = میزان رضایت
[ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 08:36 ق.ظ ] [ hamid raha ]
![]() [ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 08:34 ق.ظ ] [ hamid raha ]
جز غم نبود همدم، چون خنده زند دفتر؟ با دوست بگویم باز راز دل رسوار را در جرگه رندان، لب از جام نگرداند در زلف خم اندر خم، پیچیده دلم با غم آنکو به ره عشقش ایام جوانی رفت گفتی "ز چه رو شعرت آمیخته ی درد است؟" [ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 08:33 ق.ظ ] [ hamid raha ]
![]() خزان درخشان زندگی! زندگی همه ما به نوعی مثل چرخه طبیعته ! تا بیست سالگی دوران بهاره و شکوفایی . بیست تا چهل سالگی تابستون و باروری و چهل تا شصت دوران درو و خزان و درخشندگیست و شصت به اونورم که زمستونه و آرامش و شکوه و بارشهای بارور کننده و احیاگر ! معمولا برای داشتن خزانی درخشان و زمستانی با شکوه باید بهار و تابستانی شکوفا و بارور داشته باشیم و اگر به نحو احس از این دوران عبور کنیم مطمئنا خزان زیباترین و چشمگیرترین دوران زندگیمون محسوب میشه . افرادی شکوفایی و باروری خود را در جمال و جاه و مکنت و فرزند و خانه و تبار خود می بینند و چه زیباست اگر در کنار این بالندگی ها کمال و آداب و اخلاق و انسانیت و ایمان و . . . هم شکوفا و بارور شده باشه اونوقت نیاز نیست با ورود به مرحله خزان زندگیمون در حسرت نداشته ها و از دست داده هامون باشیم و به جای تبدیل شدن به درختی پر جلا و برگهای رنگارنگ و دلفریب و درخشان به درختی با برگ هایی بی رنگ و خشک مبدل بشیم و چه بسا درخت همیشه سبزی هم باقی بمانیم . چند روز قبل شاهد برنامه تلویزیونی بودم که چند نفر به عنوان شاهد دعوت شده بودند و این افراد پس از ورود به مرحله خزان زندگیشون با این موضوع به خوبی کنار نیومده بودند و حتی یکی از اون خانم ها بین چهل تا شصت سالگی بیش از سی عمل جراحی زیبایی انجام داده بود تا مانع پیر شدن ظاهریش بشه ! البته در بین خوانندگان و هنرپیشگان چنین مسائلی معموله و به نوعی اقتضای شغلشونه ولی متاسفانه دو نفر از این پنج شهود پرستار و قشر عادی اجتماع بودند ! البته همه ما زن ها این دوران بحرانی رو سپری می کنیم و خصوصا برای افرادی که درجوانی زیباو خیره کننده بودند گذراندن این دوران نظاره افول و پژمردگی های جسمانیشون چندان خوشایند نیست ولی واقعیت اینه که حکایت ما آدم ها همون داستان چرخه طبیعته و اگر از دو دوران قبلیه زندگیمون به نحو احسن بهره برده باشیم در این دوران با رضایت خاطر درونمون به اون درخشندگی و جمال درونی خواهیم رسید که بی شک در چشمان و چهره ما چنان منعکس خواهد شد که هیچ تیر پیکان چین و چروک جسمانی مانع اون تجلیات درونی و روحی بر جسم و وجودمان نخواهد شد و علیرغم پیری دلی جوان و چهره ای همیشه درخشان و شاداب خواهیم داشت و فراموش نکنیم که در صورت عدم اعتماد بنفس و نداشتن رضایت خاطر از خود و گذشته و اعمال و زندگی گذشتمون حتی با داشتن چهره زیبا خود را خوشایند و جذاب حس نخواهیم کرد و چهره مان نیز به راحتی عدم رضایت درونمون و یا دلمردگیمان رو با چین وچروک و اخم های پیشانی و خمیدگی اندام بیشتری نمایان خواهد کرد! پس با درونی زیبا دوران خزان زندگیمان را رنگ های الوان و رنگارنگ و درخشان ببخشیم . ![]() [ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 08:31 ق.ظ ] [ hamid raha ]
|
Begin Night-skin.com PageRank code --> t | |||||||||||||||||||||||||||||||||
|
[ طراحی : میهن اسکین ] [ Weblog Themes By : MihanSkin ]
فرهاد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||